. نقطه سر خط
تا قبل از نقطه شیرین بود ! نقطه سر خط رو خودتون بخونید
رفتی ؟ به جهنم که رفتی ! بری که دیگه بر نگردی ! آخ که چه سرمایی دارد ، تا مغز و استخوان حسش میکنم این سرما برایم غریب نیست این همان سرمای زمستان رفتن تو ، از کنارم است ! تنــ ــها یک لحظه کافــ ی اســت ! یعنی بــاید آرزوی این را هم داشتـــه باشم ؟ فقط یه لحظه مــــکث کن قلبم تا تمام شود ! پ.ن: گاهی یه غیبت نا خواسته هم باعث میشه بعضی دوستات رو دست چین کنی ! از همه دوستایی که اومدن و سر زدن ممنونم ! شماها بهترین هستید برای من ! همتون رو دوست دارم ! هر چه که خاطره ی شانه هایت را زنده کند به آتــش می کشم! اما ... باران را چه کنم ؟ پ.ن : هرکی گفته خواستن توانستن است به گور ... پ.ن : من نمیتونم که بخوام فراموش کنم نمی تونم ... بہ دنیـاے مـــטּ که قـدمـ مـی گذارے وحشـ ـت نکـــــטּ کــــور نمــــی شوے دنـــــیاے مـטּ زیـــادے تاریـــــک اسـت ! امروز آسمـــــان بارید دل بارید ! هــــــا میکنمـ به عکس درون شیشه پنجره ! دل دیدن ندارمـ ! گریه اش دلـــمـ را به درد مـ ی آورد ! پ.ن : مطلب قدیمی هست باشه تا برگردم !!! نہ ! نہ نمیتوانمـ ! نمیتوانمـ فراموشت کنمـ ! هنوز تو را کنار خود حس می کنمـ !






| Design By : Night Skin |
